شيخ ذبيح الله محلاتى
304
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
خطاب شد ( يا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ اسْمُهُ يَحْيى لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا ) بالاخره مادرش ايشاع به او حامله شد و در رحم با مادرش تكلم كرد و ششماهه متولد گرديد و نشو و نماى او بر خلاف سائر فرزندان بود و چون سه سال از عمر او منقضى شد كودكان حضرت يحيى را تكليف به بازى مىكردند در جواب ايشان فرمود كه براى بازى خلق نشدم و در كودكى خداى متعال چشمهاى علم را در دل او جارى كرد چنانچه خداى تعالى فرمايد ( يا يَحْيى خُذِ الْكِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا ) يعنى يحيى بگير توراة را به قوت روحانى كه به تو عطا كرديم و عطا كرديم به او حكمت پيغمبرى را در وقتى كه كودك بود و از امام محمد باقر عليه السلام منقولست كه لطف الهى نسبت به او بمرتبهاى بود كه هروقت يا رب مىگفت حقتعالى مىفرمود لبيك اى يحيى و قنداقه او را به آسمان بردند و از نهرهاى بهشت او را غذا مىدادند و چون او را از شير باز كردند او را بسوى پدرش فرود آوردند و حقتعالى در مدح يحيي مىفرمايد ( وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً وَ كانَ تَقِيًّا وَ بَرًّا بِوالِدَيْهِ وَ لَمْ يَكُنْ جَبَّاراً عَصِيًّا وَ سَلامٌ عَلَيْهِ يَوْمَ وُلِدَ وَ يَوْمَ يَمُوتُ وَ يَوْمَ يُبْعَثُ حَيًّا ) يعنى شفقت و مهربانى و رحمتى از خود شامل حال او كرديم و او را مهربان بر بندگان خود كرديم و پاكيزگى از گناهان به او عنايت كرديم و بود متقى و پرهيزكار از هرچه پسنديدهء ما نيست و نيكوكار بود با پدر و مادر خود و نبود تجبر و تكبركننده و هيچ گناهى از او صادر نشد حتى بعضى نقل كردند كه حضرت يحيى خيال گناه هم نكرد و ترك اولائى از او صادر نشد و چون هفت سال از سن او گذشت روزى به بيت المقدس آمد و نظر كرد بعباد و رهبانان و احبار كه پيراهنها از مو پوشيدهاند و كلاهها از پشم بر سر گذاشتهاند و زنجيرها در گردن خود كرده و بر ستونهاى مسجد بستهاند چون اين جماعت را مشاهده